جشن تیرگان

 جشن تیرگان در تیر روز از تیرماه برابر با ۱۳ تیر در گاهشماری ایرانی برگزار می‌شود. این جشن درگرامی داشت تیشتر (ستاره ی باران آور در فرهنگ ایرانی) است و بنا به سنت در روز تیر (روز سیزدهم) از ماه تیر انجام می‌پذیرد. در تواریخ سنتی تیرگان روز کمان‌کشیدن آرش کمانگیر و پرتاب تیر از فراز البرز است

 این جشن میان زرتشتیان دوره ای ده روزه داشت و از تیر روز از تیرماه ، روز سیزدهم شروع و به باد ایزد یعنی روز بیست و دوم پایان می گرفت. زرتشتیان تیرگان را “ تیر و جشن Tiru-Jashn ” می نامند و برایش اهمیت فراوانی قایل اند. لباس و پوشاک نو می پوشند و نقل و شیرینی و میوه و خوراک های سنتی و ویژه می پزند. پیش از این روز خانه را خوب پاکیزه نموده و بامدادان شست و شو می کنند و خواندن دو نیایش “ خورشید نیایش ” و “ مهرنیایش” از اوستا را بسیار نیکو می دانند
شاید “ تیر و جشن” یکی از شادترین جشن های کهن ایرانی بوده باشد. در این جشن بیش از همه بچه ها بهره می بردند با تارهای نخی و رنگینی که به مچ دست می بستند در کوچه ها و خانه ها و بامها می دویدند ، ترانه می خواندند و کنار نهرها و جویها و تالاب ها به هم آب می پاشیدند و یا به آب می پریدند .
این جشن میان زرتشتیان دوره ای ده روزه داشت و از تیر روز از تیرماه ، روز سیزدهم شروع و به باد ایزد یعنی روز بیست و دوم پایان می گرفت. زرتشتیان تیرگان را “ تیر و جشن Tiru-Jashn ” می نامند و برایش اهمیت فراوانی قایل اند. لباس و پوشاک نو می پوشند و نقل و شیرینی و میوه و خوراک های سنتی و ویژه می پزند. پیش از این روز خانه را خوب پاکیزه نموده و بامدادان شست و شو می کنند و خواندن دو نیایش “ خورشید نیایش ” و “ مهرنیایش” از اوستا را بسیار نیکو می دانند
شاید “ تیر و جشن” یکی از شادترین جشن های کهن ایرانی بوده باشد. در این جشن بیش از همه بچه ها بهره می بردند با تارهای نخی و رنگینی که به مچ دست می بستند در کوچه ها و خانه ها و بامها می دویدند ، ترانه می خواندند و کنار نهرها و جویها و تالاب ها به هم آب می پاشیدند و یا به آب می پریدند .
از مهم ترین چیزهایی که در این جشن تدارک می دیدند، بندی بود از تارهای هفت رنگ ابریشم یا نخ که با رشته ای از سیم زرین و نازک می بافتند. این بند را “ تیر و باد Tiru-Bad ” می نامیدند. در این روز کله قند را در کاغذهای سبز رنگ بسته بندی کرده و دور آن “ تیروباد” می بستند و به خانه تازه عروسان و نودامادان پیش کش می فرستادند. از روزهای پیش از جشن “ تیروباد ” در همه خانه ها مهیا می شد. بامداد روز جشن از کوچک و بزرگ - به ویژه کودکان - این بند را به مچ دست یا به دکمه لباس و جایی از پوشاک می بستند. این بند را با خوشی و شادمانی تا روز پایان جشن یعنی باد روز با خود داشتند. آنگاه در روز مذکور به دشت یا بام خانه رفته ، بند را باز کرده و با فریاد و بانگ شادمانی به باد می سپردند. این کردار اشاره ای به عمل آرش کمانگیر دارد که تیر را رها کرد و مرز ایران زمین معین شد. جنگ و ستیزی طولانی پایان یافت و به فرمان خداوند، باد یا ایزد باد، تیر را در آن مسافت دور برد. به همین جهت بر آن تمثیل این رسم انجام می شد که باد آن بند را به یاد حادثه مذکور به دورها می برد. به همین جهت است که مبدا جشن را تیر روز و پایان آن را باد روز قرار داده اند، بر این اندیشه که تیر در روز باد، پس از ده روز از حرکت ایستاد.
دیگر از آداب این جشن میان زرتشتیان، فال کوزه می باشد. مقدمه فال کوزه در روز دوازدهم برگزار میشود، به این طریق که در مجلسی که از پیش کسانی در آن دعوت شده اند ، دختر نابالغی کوزه ای خالی یا پر از آب را دور مجلس می گرداند و هرکس به نیتی که دارد چیزی در آن می اندازد و سپس کوزه را در جایی می نهند که زیر درخت باشد و پارچه سبزی روی کوزه می کشند و آیینه ای روی آن می گذارند. آنگاه عصر روز تیر و جشن ، همان دختر مراسم تطهیر انجام داده و کشتی نو می کند و کوزه را برداشته و باج می گیرد یعنی ساکت و خاموش می ماند و سرگذر در محله می نشیند. مهمانان روز پیش، که هریک با نیت چیزی در کوزه افکنده بودند می آیند. هر کس شعری می خواند و دختر دست در کوزه کرده ، چیزی بیرون می آورد. صاحب آن شی ، نیت خود را با شعری که خوانده شده سنجیده و بدان فال گرفته و آنرا شگون می داند.

/ 18 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین خردورز آنتی اسلام

ممنون که به من سر زدی و همچنین آفرین که از رسوم ایران باستان مینویسی تا بچه ها بیشتر آشنا بشن بای

نیلوفر

سلام خیلی خوب بود . راستی من در جایی خوندم که در روز ششم تیر ماه نیاکان ما جشنی به نام جشن نیلوفر را می گرفتند . می تونی دراین باره هم مطلبی رو بنویسی . باتشکر شاد باشید[لبخند]

ساناز

درود هم میهن. سرافراز باشی. پاینده ایران سرزمین آریا بدرود

م

درود بر شما آریایی بزرگ و وطن پرست به نظر من تنها راه پیشرفت ایران و بدست آوردن شکوه تاریخی و باستانی خود این است که پایتخت ایران به مکان باستانی خود و یا منطقه ای نزدیک به آبهای آزاد جنوب منتقل شود. هم اینک اکثر پایتخت ها و مهمتر از آن شهرهای پرجمعیت جهان اگر به نقشه های جهان نگاه کنید نزدیک به آبهای آزاد است و 90 درصد تجارت بین المللی ایران و همچنین دیگر کشورهای جهان ازطریق آبهای آزاد و با کشتی می باشد چون هزینه حمل و نقل دریایی کم هزینه ترین نوع تجارت در جهان است و طبق پیش بینی یکی از اقتصاددانان خارجی تا سال 2025 سه چهارم جمعیت جهان به سمت سواحل و مناطقی نزدیک به سواحل زندگی خواهند کرد برعکس ایران که مهاجرت به سمت مناطقی دورتر از آبهای آزاد جنوب است. اگر این اصلاح صورت گیرد اجناس و مواد اولیه وارداتی با هزینه کمتری به دست مصرف کنندگان و کارخانه ها خواهد رسید همچنین کالاهای صادراتی هم با قیمت کمتری به دست مصرف کنندگان خارجی خواهد رسید و قدرت رقابت کالاهای ایرانی افزایش خواهد یافت و همچنین مصرف انرژی که ایران جزء بزرگترین مصرف کنندگان انرژی در جهان است کاهش خواهد یافت و مانع فقیرتر شدن ایرانیان خواهد شد، ه

مجید

سلام مطلب جدید نوشتم چون مطلبم زیاد مهم و همچنین قابل نقد و بررسی است لطف کن نظرت رو در موردش بنویس به امید سر بلندی ایران و ایرانی

احمد

درود شادزی هر کی در مورد نوشته ات نظر داده بدون دروغ چون اصلا نوشته ات قابل خوندن نیست راستی رفتم به تارک نما sampad-students.blogfa و واقعیت را گفتم که تو دروغ گفتی خیلی ... و...و... همین راستی ... شادزی بدرود

احسان

وبلاگ خوبي داري... خوشحال مي شم با من تبادل لينك كني. اگه خواستي برام ايميل بزن يا اينكه تو نظرات وبلاگم يادداشت كن. ضمنا مطالبتو تو وبلاگ خودم،البته با ذكر منبع درج مي كنم. موفق باشي.

هما

]من هما 9 سالمه من در دبستان گیو درس می خوانم. نام وبلاگ من همای است ولی من مسلمان هستم. جشن مهرگان مبارک باد. هما [خداحافظ]

آیسان

نوه کوروش خسته نباشششششششی[تایید][لبخند]

رضا

یه شیر مردی نیست که فیلم آرش کمانگیرو بسازه واسه جومونگ بفرستـــــــــــــــــــــــه؟