زرتــــــــــــشت
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
زادروز اشو زرتشت پاک

درود.میخوام دوباره برگردم .میخاو دوباره اینجارو زنده کنم.سپاسگذارم از تمامی کسانی که منو در این کار یاری کنن

________________________________________________

ابتدا سال نو رو به همه شادباش میگم.امیدوارم سالی پر از خوبی و همراه با (هومت و هوخت و هوروشت)داشته باشید.

و دیم هم زادروز اشو زرتشت (اسپنتمان)رو که 6 فروردین هست شاد باش میگم

امیدوارم همیشه در راه اشا گام بردارید و از این راه خارج نشید

اکنون نوشتار خوبی در این باره ندارم.اما به زودی این موضوع ویرایش خواهد شد

باز هم پیشاپیش سپاسگذارم از کسانی که دیدگاه هاشون رو بیان میکنن

در پناه اهورمزد بزرگ

با آرزوی شادی

شادزیوید

لینک نوشته

روز جهانی کورش بزرگ

درود به تمامی دوستان .خوبیــــــــــــــــــــــــــــــد؟؟؟؟؟؟امیدوارم همیشه شاد باشید

اول باید از همه به خاطر نظراتی که در این مدت گذاشتن سپاس گزاری کنم و بعد هم پوزش بخوام به این دلیل که به هیچکدوم جواب ندادم! تو این مدت خیلی درگیر بودم امیدوارم که منو ببخشین .حالا به مناسبت روز جهانی کورش بزرگ یک نوشته ای آماده کردم که براتون میزارم امیدوارم لذت ببرید و به همه این روز رو شادباش میگم.روز 29اکتبر(7آبان)روز بزرگداشت کورش بزرگ

کوروش بزرگ (به پارسی باستان: ‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎) همچنین معروف به کوروش دوم، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار دودمان هخامنشی است. شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است.

ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند.

دوران ۵۵۹ ق.م-۵۲۹ ق.م. (۳۰ سال)
تاجگذاری انشان، پارس
زادروز ۶۰۰ یا ۵۷۶ ق.م.
زادگاه انشان، پارس
مرگ ۵۳۰ یا ۵۲۹ ق.م.
محل درگذشت سیردریا
آرامگاه پاسارگاد
پیش از کمبوجیه دوم
پس از کمبوجیه یکم
همسر کاساندان
دودمان هخامنشیان
پدر کمبوجیه یکم
مادر ماندانا
فرزندان کمبوجیه دوم
بردیا
آتوسا
آرتیستون
مروئه

________________________________________________

ذوالقرنین

درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان ، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چندگانگی وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده ‌است.

کوروش سردودمان هخامنشی، داریوش بزرگ، خشایارشا، اسکندر مقدونی گزینه‌هایی هستند که جهت پیدا شدن صاحب دو شاخ واقعی درباره آنها بررسی‌هایی انجام شده، اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن با آیه‌های قرآن، تورات، و انجیل تنها کوروش بزرگ است که موجه‌ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می‌باشد. شماری از فقهای معاصر شیعه نیز کوروش را ذوالقرنین می‌دانند. آیت الله طباطبایی، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله صانعی و آیت الله مرتضی مطهری از معتقدان این نظر هستند.

___________________________________________

  • تبارنامه کلی هخامنشیان

 
 
  هخامنش
شاه انشان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
چا ایش پیش
شاه انشان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آریارامن
فرماندار پارس
 
کوروش یکم
شاه انشان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آرشام
فرماندار پارس
 
کمبوجیه اول
فرماندار انشان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ویشتاسپ
شاهزاده
 
کوروش دوم
شاه ایران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
داریوش یکم
شاه ایران
 
کمبوجیه دوم
شاه ایران
 
بردیای دروغین
(گئومات مغ که خود را بردیا معرفی کرد)
 
آرتیستون
شاهزاده
 
آتوسا
شاهزاده
 
 
 
 

باز هم این روز روبه همه شاد باش می گم

بدرود و شادزیوید

 

لینک نوشته

روزه در آیین زرتشت

درود بر تمامی ایران دوستان امیدوارم خوش باشید.امروز با یک نوشته ی جالب درباره ی روزه گرفتن در آیین پاک زرتشت به روز می کنم.می دونم که خوشتون میاد.فقط نظراتتون رو درباره ی این پست بهم بگین.ممنون

در مورد روزه در آیین زرتشت  نیز باید گفته شود که روزه گرفتن و نخوردن آب و غذا بخاطر اینکه باعث سستی بدن و عدم فعالیت مفید و کار روزانه می شود ناپسند می باشد. چون این موارد در آیین زرتشت نکوهیده شده و بی کاری و تن پروری بشدت نهی شده است و. در وندیداد، فرگرد سوم فقره 33 نوشته شده: ‹‹ … آن کس که سیر غذا می خورد، توانایی می یابد که نیایش بکند، کشاورزی کند و فرزندان به وجود آورد. جاندار از خوردن زنده می ماند و از نخوردن می میرد.›› امابرای افراط نکردن در خوردن گوشت حیوانات روزهای دوم و دوازدهم و چهاردهم و بیست و یکم هر ماه زرتشتیان از خوردن گوشت پرهیز می کنند این چهار روز متعلق به چهار امشاسپند وهمن ؛ماه و گوش و رام که از میان چهارپایان هستند می باشد. رییس انجمن موبدان تهران(دکتر خورشیدیان)، از این رو، گفت: در اوستا مفهوم روزه به روزه باطنی نسبت داده می شود و روزه ظاهری وجود ندارد اگرچه امساک و تحت فشار قرار دادن جسم برای تمرکز بیشتر بر اعمال و مناسک دینی عملی ستودنی است. وی اظهار داشت: در عین حال در آیین زرتشت در 4 روز مخصوص در هر ماه هر نوع کشتار و قربانی کردن حیوانات و استفاده کردن از گوشت ممنوع است. دکتر خورشیدیان در تشریح معنای روزه باطن گفت: ما زرتشتیان باید در سه بخش معنوی “شنوایی”، “اندیشه” و “حساس” همیشه روزه داشته باشیم یه آن معنا که از طریق این سه حس از نیکی دور نشویم و بخ “اندیشه و حساس و شنوایی” مان همیشه سرشاز از نیکی باشد. رییس انجمن موبدان تهران افزود: همچنین در اوستا بر روزه بزرگتری تاکید شده است و آن حفظ هفت عضو بدن، مشتمل بر دو چشم، دو دست، دو پا و زبان در تمام طول زندگی از هرگونه آلودگی است و این هفت عضو همیشه باید پاک نگه داشته شوند که از این عمل نیز تحت عنوان روزه یاد می شود.

بدرود(نیک زی-به زی-پاک زی-شادزی)

لینک نوشته

بهشت و جهنم

درود بر تمامی ایران دوستان و ایران یاران

امروز یک متن درباره ی بهشت و جهنم در آیین زرتشتی دیدم به نظرم خیلی زیبا و کامل بود خوشحال میشم نظرتون رو دربارش بهم بگین

در گات ها بهشت و جهنم ( پردیس و دوزخ ) چگونگی روحی است. زیرا بی کران است و تابع زمان و مکان نیست .  مفهوم سره ، پاکیزه و غیر مادی بودن بهشت و جهنم در گاتها آمده است. بهشت و جهنم کوچکترین تشابهی با این دنیا در  مواردش ندارد .  آن دنیا کاملا معنوی خواهد بود. واژه بهشت برگرفته از واژه وهیشتا است. وهیشتا یعنی بهترین. همان که در سرود اشم وهو زرتشتیان میخوانند. "اشم وهو وهیشتم  استی" راستی، نیکی بهترین است.

در بهشت بالاترین سطح انگره  راشا است. سه سطح دیگر آن هومت ( اندیشه نیک ) ، هوخت ( گفتار نیک ) و هورشت ( کردار نیک ) هستند. مجموعه  طبقات بهشت را بهترین هستی یا وهیشتا اهو می خوانند که به هر رو یک حالت معنوی و غیر قابل لمس است.

موبد رستم شهزادی موبد موبدان زمان خود، هات 28 یعنی سرود یکم گاتها، بند سوم را چنین ترجمه میکند :

"ای اهورامزدا بشود که با اندیشه نیک به تو نزدیک شوم و با پیروی از هنجار هستی، به ارزش نیروهای تن و روان  خود پی ببرم. تا بتوانم راستی جویان را به سوی روشنی و خرمی و زندگانی نیک هر دو جهان رهبری کنم" "در همین سرود در بند نهم میخوانیم "ای کسی که امید بهشت ما به سوی توست"

"در هات 30 یا همان سرود سوم، بند یکم میخوانیم "تنها با پیروی از آن ]راستی[ میتوان به سرای درخشان فردوس راه  یافت"

همانند بهشت برای جهنم چهار طبقه ذکر شده است.که بد اندیشی ( دژمت ) ، بد زبانی ( دژهوخت )  و بدکاری (  دژورشت ) سه طبقه بالایی و انگره دمانا در یک تاریکی بیکران است. این 4 طبقه بر روی هم بدترین زندگی و دژاهو  نامیده می شود.برعکس پذیرایی روانها در بهشت در جهنم روان بدکارن با خوراک های تلخ و زهر آگین پذیرایی می  شوند.

برزخ نیز در آیین زرتشت وجود دارد و نام آن میسوانا گاتا است.جایی بین جهنم و  بهشت . کسانی به آن جا میروند که میزان کار بد و خوب در کارنامه زندگی آنان برابر باشد. پس با توجه به اینکه انسانها در پایان همگی را تعالی خواهند رسید و همگی جاودانه خواهند شد این دنیا ( برزخ )  نمیتواند ابدی باشد.امروزه زرتشتیان به برزخ ، (همیستگان) میگویند. پس در دوزخ زرتشتیان خبری از آتش یا یخ نیست.در این اندیشه خالص ایرانی اهورامزدا کسی را مجازات نمیکند. بلکه او به یاران و همراهان خود یعنی مزداپرستان و  پیروان راستی، همه آفریده های خود را تقدیم میکند. آفریده های او چیست؟ هر چیز خوبی که در اطراف خود میبینیم و یا  نمیبینیم. اما آنها را دوست داریم و از آنها بهره می بریم. همه اینها آفریده اهورامزداست و او اینها را به کسانی که یاورش  باشند میدهد. در عوض به کسانی که یاورش نبودند و از دروغ پیروی کردند، این داده های اهورایی داده نمیشود. در این  اندیشه خبری از انتقام جویی قاسم الجبارین و خداوند منتقم نیست. خداوند کسی را عذاب نمیدهد. بلکه داده های خود را به  کسی که یاورش نبوده نمیدهد. بنابراین دوزخ در این آیین جایی است که هیچ یک از داده های اهورایی در آنجا دیده نمیشود. یعنی هیچکدام از آفریده  های او وجود ندارد. این تفاوت بزرگ دوزخ در آیین ایرانی و آیین های ابراهیمی – سامی است. چراکه در آیین های  ابراهیمی جهنم نیز توسط خداوند آفریده شده است. تمام اشیاء موجود در آن آفریده های او هستند و ماموران الهی به دستور  او گناهکاران را شکنجه میدهند. اما در آیین ایرانی اهورامزدا حتا دشمنان خود را نیز شکنجه نمیکند. بلکه فقط آنها را به خانه خود (سرای روشنی یا  پردیس) راه نمیدهد.

در فلسفه زرتشت با پدیده ای روبرو هستیم به نام قانون اشا و یا هنجار هستی. یعنی قانونی که در همه جا و بر همه چیز  و در همه زمان حکم فرماست. انسان به سبب دارا بودن نیروی اختیار میتواند که این قانون و این هنجار را بشکند.  درحالیکه هیچکدام از دیگر آفریده های زمینی و مادی اهورامزدا نمیتوانند چنین کنند. حال این انسان دو راه دارد، یا اینکه  خود را با قانون اشا همراه و هماهنگ و هم ریتم کند و یا آنکه به آن بی توجه باشد و یا حتا به عمد آنرا زیر پا بگذارد. در  اینجا اهورامزدا منتظر نیست تا ببیند اگر کسی اشا را رعایت کند، به سرعت برای او هدیه ای بفرستد و یا فرشتگان او  پاداشی برایش یادداشت کنند و برعکس اگر اشا را بشکند، اهورامزدا خشمگین شده و عذابی بزرگ فرو فرستد و یا  فرشتگانش گناهی کبیره برای او منظور کنند تا بعدا رسیدگی شود. بلکه بر اساس این قانون، اگر شما اشا را بشکنید، به  شکل طبیعی چرخه ای را شکسته اید که سر دیگرش خود شما و البته هم نوعانتان هستید. درست مانند اقدام انسان در  نابودی چرخه زیست و حیات موجودات. انسانی که امروز باعث شده است تا هزاران نوع گیاه و حیوان منقرض شوند، به  زودی متوجه خواهد شد که روزی نوبت به انقراض خود او میرسد. منتها قانون اشا منحصر به موارد عیان و روشن و  ساده نیست. بلکه بسیار پیچیده است. بدین شکل که کوچکترین سرپیچی از اشا خود به خود مساوی خواهد بود با آسیبی که  در آینده به آن فرد زده میشود.

 برگرفته از   

http://www.manshoorkorosh.blogfa.com/post-64.aspx
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدرود

 

لینک نوشته

جشن تیرگان

 جشن تیرگان در تیر روز از تیرماه برابر با ۱۳ تیر در گاهشماری ایرانی برگزار می‌شود. این جشن درگرامی داشت تیشتر (ستاره ی باران آور در فرهنگ ایرانی) است و بنا به سنت در روز تیر (روز سیزدهم) از ماه تیر انجام می‌پذیرد. در تواریخ سنتی تیرگان روز کمان‌کشیدن آرش کمانگیر و پرتاب تیر از فراز البرز است

 این جشن میان زرتشتیان دوره ای ده روزه داشت و از تیر روز از تیرماه ، روز سیزدهم شروع و به باد ایزد یعنی روز بیست و دوم پایان می گرفت. زرتشتیان تیرگان را “ تیر و جشن Tiru-Jashn ” می نامند و برایش اهمیت فراوانی قایل اند. لباس و پوشاک نو می پوشند و نقل و شیرینی و میوه و خوراک های سنتی و ویژه می پزند. پیش از این روز خانه را خوب پاکیزه نموده و بامدادان شست و شو می کنند و خواندن دو نیایش “ خورشید نیایش ” و “ مهرنیایش” از اوستا را بسیار نیکو می دانند
شاید “ تیر و جشن” یکی از شادترین جشن های کهن ایرانی بوده باشد. در این جشن بیش از همه بچه ها بهره می بردند با تارهای نخی و رنگینی که به مچ دست می بستند در کوچه ها و خانه ها و بامها می دویدند ، ترانه می خواندند و کنار نهرها و جویها و تالاب ها به هم آب می پاشیدند و یا به آب می پریدند .
این جشن میان زرتشتیان دوره ای ده روزه داشت و از تیر روز از تیرماه ، روز سیزدهم شروع و به باد ایزد یعنی روز بیست و دوم پایان می گرفت. زرتشتیان تیرگان را “ تیر و جشن Tiru-Jashn ” می نامند و برایش اهمیت فراوانی قایل اند. لباس و پوشاک نو می پوشند و نقل و شیرینی و میوه و خوراک های سنتی و ویژه می پزند. پیش از این روز خانه را خوب پاکیزه نموده و بامدادان شست و شو می کنند و خواندن دو نیایش “ خورشید نیایش ” و “ مهرنیایش” از اوستا را بسیار نیکو می دانند
شاید “ تیر و جشن” یکی از شادترین جشن های کهن ایرانی بوده باشد. در این جشن بیش از همه بچه ها بهره می بردند با تارهای نخی و رنگینی که به مچ دست می بستند در کوچه ها و خانه ها و بامها می دویدند ، ترانه می خواندند و کنار نهرها و جویها و تالاب ها به هم آب می پاشیدند و یا به آب می پریدند .
از مهم ترین چیزهایی که در این جشن تدارک می دیدند، بندی بود از تارهای هفت رنگ ابریشم یا نخ که با رشته ای از سیم زرین و نازک می بافتند. این بند را “ تیر و باد Tiru-Bad ” می نامیدند. در این روز کله قند را در کاغذهای سبز رنگ بسته بندی کرده و دور آن “ تیروباد” می بستند و به خانه تازه عروسان و نودامادان پیش کش می فرستادند. از روزهای پیش از جشن “ تیروباد ” در همه خانه ها مهیا می شد. بامداد روز جشن از کوچک و بزرگ - به ویژه کودکان - این بند را به مچ دست یا به دکمه لباس و جایی از پوشاک می بستند. این بند را با خوشی و شادمانی تا روز پایان جشن یعنی باد روز با خود داشتند. آنگاه در روز مذکور به دشت یا بام خانه رفته ، بند را باز کرده و با فریاد و بانگ شادمانی به باد می سپردند. این کردار اشاره ای به عمل آرش کمانگیر دارد که تیر را رها کرد و مرز ایران زمین معین شد. جنگ و ستیزی طولانی پایان یافت و به فرمان خداوند، باد یا ایزد باد، تیر را در آن مسافت دور برد. به همین جهت بر آن تمثیل این رسم انجام می شد که باد آن بند را به یاد حادثه مذکور به دورها می برد. به همین جهت است که مبدا جشن را تیر روز و پایان آن را باد روز قرار داده اند، بر این اندیشه که تیر در روز باد، پس از ده روز از حرکت ایستاد.
دیگر از آداب این جشن میان زرتشتیان، فال کوزه می باشد. مقدمه فال کوزه در روز دوازدهم برگزار میشود، به این طریق که در مجلسی که از پیش کسانی در آن دعوت شده اند ، دختر نابالغی کوزه ای خالی یا پر از آب را دور مجلس می گرداند و هرکس به نیتی که دارد چیزی در آن می اندازد و سپس کوزه را در جایی می نهند که زیر درخت باشد و پارچه سبزی روی کوزه می کشند و آیینه ای روی آن می گذارند. آنگاه عصر روز تیر و جشن ، همان دختر مراسم تطهیر انجام داده و کشتی نو می کند و کوزه را برداشته و باج می گیرد یعنی ساکت و خاموش می ماند و سرگذر در محله می نشیند. مهمانان روز پیش، که هریک با نیت چیزی در کوزه افکنده بودند می آیند. هر کس شعری می خواند و دختر دست در کوزه کرده ، چیزی بیرون می آورد. صاحب آن شی ، نیت خود را با شعری که خوانده شده سنجیده و بدان فال گرفته و آنرا شگون می داند.

لینک نوشته

کورش بزرگ

درود بر همه ی دوستان

ببخشید که یک مدت نبودم

ازین به بعد هر وقت شما بخواین آپ می کنم

اینم یک داستان زیبا و غم انگیز

امید دارم که لذت ببرید

روزی کوروش در حال نیایش با خدا گفت:خدایا به عنوان کسی که عمری پربار داشته و جز خدمت به بشر هیچ نکرده از تو خواهشی دارم.آیا میتوانم آن را مطرح کنم؟خدا گفت:البته!

_از تو میخواهم یک روز،فقط یک روز به من فرصتی دهی تا ایران امروز را بررسی کنم.سوگند میخورم که پس از آن هرگز تمنایی از تو نداشته باشم.

_چرا چنین چیزی را میخواهی؟به جز این هرچه بخواهی برآورده میکنم، اما این را نخواه.

_خواهش میکنم.آرزو دارم در سرزمین پهناورم گردش کنم و از نتیجه ی سالها نیکی و عدالت گستری لذت ببرم.اگر چنین کنی بسیار سپاسگذار خواهم بود و اگر نه،باز هم تو را سپاس فراوان می گویم.

خداوند یکی از ملائک خود را برای همراهی با کوروش به زمین فرستاد و کوروش را با کالبدی،از پاسارگاد بیرون کشید.فرشته در کنار کوروش قرار گرفت.کوروش گفت: ((عجب!اینجا چقدر مرطوب است!)) و فرشته تاسف خورد.

_میتوانی مرا بین مردم ببری؟میخواهم بدانم نوادگان عزیزم چقدر به یاد من هستند.

و فرشته چنین کرد.کوروش برای اینکار ذوق و شوق بسیاری داشت اما به زودی ناامیدی جای این شوق را گرفت.به جز عده ی اندکی،کسی به یاد او نبود .کوروش بسیار غمگین شد اما گفت:اشکالی ندارد.خوب آنها سرگرم کارهای روزمره ی خودشان هستند.فرشته تاسف خورد.

در راه میشنید که مردم چگونه یکدیگر را صدا میزنند:عبدالله!قاسم!...

_هرگز پیش از این چنین نام هایی نشنیده بودم!!!

فرشته گفت:این اسامی عربی هستند و پس از هجوم اعراب به ایران مرسوم شدند.

_اعراب؟!!!

_بله.تو آنها را نمیشناسی.آخر آن موقع که تو بر سرزمین متمدن و پهناور ایران حکومت میکردی،و حتی چندین قرن پس از آن،آنها از اقوام کاملا وحشی بودند.

کوروش برافروخت: یعنی میگویی وحشی ها به میهنم هجوم آورده و آن را تصرف کردند؟!پس پادشاهان چه میکردند؟!!!

فرشته بسیار تاسف خورد.

سکوت مرگباری بین آنها حاکم شده بود.بعد از مدتی کوروش گفت:تو می دانی که من جز ایزد یکتا را نمی پرستیدم.مردم من اکنون پیرو آیینی الهی هستند؟

_در ظاهر بله!

کوروش خوشحال شد: خدای را سپاس! چه آیینی؟

_اسلام

_چگونه آیینی است؟

_نیک است

وکوروش بسیار شاد شد. اما بعد از چندین ساعت معنی در ظاهر بله را فهمید .........

_نقشه فتوحات ایران را به من نشان می دهی؟ می خواهم بدانم میهنم چقدر وسیع شده.
وفرشته چنین کرد.

_همین؟!!!

کوروش باورش نمی شد. با نا باوری به نقشه می نگریست.

_پس بقیه اش کجاست؟ چرا این سرزمین از غرب و شرق و شمال و جنوب کوچک شده است؟!!!

و فرشته بسیار زیاد تاسف خورد.

_خیلی دلم گرفت ، هرگز انتظار چنین وضعی را نداشتم. میخواهم سفر کوتاهی به آنسوی مرزها داشته باشم و بگویم ایران من چه بوده شاید این سفر دردم را تسکین دهد.

فرشته چنین کرد، تازه به مقصد رسیده بودند که با مردی هم کلام شدند.پس از چند دقیقه مرد از کوروش پرسید:راستی شما از کجا می آیید؟ کوروش با لبخندی مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:

ایران!

لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خدای من، او یک تروریست متحجّر است!

عکس العمل آن مرد ابدا آن چیزی نبود که کوروش انتظار داشت. قلب کوروش شکست.

_مرا به آرامگاهم باز گردان.

فرشته بغض کرده بود: اما هنوز خیلی چیزها را نشانت نداده ام، وضعیت اقتصادی، فساد، پایمال کردن ............ .

کوروش رو به آسمان کرد و گفت: خداوندا مرا ببخش که بیهوده بر خواسته ام پافشاری کردم، کاش همچنان در خواب و بی خبری به سر می بردم.
و فرشته گریست.

لینک نوشته

نظر بزرگان برباره ی زرتشت

 

 

 

 

ویلی دورانت: دین زرتشت، دینی با فروشکوه بود که همچون دیگر دینها که سرشار از درونمایه خونریزی و بت‌پرستی و خرافه‌گرایی بودند، روی خوشی با این ناشایستها نداشت و پاک و پاکیزه بود. زردشت این دستور طلایی را داده است که آنچه را برخود نمی‌پسندی، بردیگران روا مدار. خویشکاری هرکسی سه سویه است

:

1-

با دشمن چنان رفتار کن که دوست گردد

.

2-

بدجنس را به راستی و درستی رهبری و راهنمایی کن و نادان را به دانایی

.

3-

و سومین بخش آن است که بزرگترین برتری، پارسایی و پرهیزکاری است و پس از آن راستگویی وراست کرداری

.

سرپرسی سایکس: از دید من بسیار دشوار است که بتوان کسی را یافت که بتواند آموزشهایی بالاتر از آموزشهای زرتشت برای مردم پیداکند. سروده‌ های این مرد بزرگ بی گمان جاویدنیند و هیچگاه گرد سالها برچهره‌اش نخواهد نشست که آنرا پنهان دارد

.

ارزش سروده‌های زرتشت در پاکدلی گوینده و راستی بنیادینی است که اوسخت باور داشته است

.

نیچه: زردشت بزرگترین پیامبر هوشمند و تیزهوشی است که پایه‌های گسترده اندیشه سازنده و مردمیش تاکنون برای باختر استوارترین ستون زندگی بوده است. اندیشه زردشت آموزشهای بزرگی برای نیک زندگی کردن، نیک در پیوند بودن، نیک‌‌رفتار داشتن ونیک سخن گفتن و بالاتر از همه، چگونه ارج و ارزش نهی به دیگران است. او هیچگاه در هیچ سخنش از به کاربردن پی‌درپی «راستی و درستی‌» خودداری نکرده وپیوسته همه مردم را بدین سو خوانده است

.

در سخن زردشت، شکوهی یافت میشود که در کمتر سخنی میتوان یافت

.

هرتسفیلد: پشتکار و کوششهای خستگی‌ناپذیر، از فروزه‌های درخشان ایرانیان می‌باشد که برپایه راستی و درستی استوار شده است که همه آنها پرتوی از آیین شکوهمند و پرفروغ زردشت است

.

وتین آمریکایی: زردشت از همه نگرها ستودنی است، بیگمان مسیح پیرو او بوده واز اندیشه او بهره گرفته است. سه سخن رسا و روان و شکوهمند او: پندار نیک –گفتار نیک- کردار نیک، پایه و بنیاد همه دینها ست و هیچ خردمندی نتوانسته است چیزی بر آن بیفزاید

.

هرتل: از لا به لای گاتها به خوبی روشن میشود که یک مرد تیزهوش و هوشمند، پرتلاش، نیک‌خواه، خیراندیش، مهربان، مهرورز، مهرجو، پاکدل، نیک‌کنش، سخن می‌گوید که با خرد راست است و با دیگران نیز از روی راستی سخن می‌گوید

.

زردشت به هواداری از راستی و درستی و فروزه‌های نیک سر برافراشت و آسودگی و آسایش را برای مردم آرزو کرد. منش او در پایه بلندی و برفراز دانایی ساخته شده و دور از هرگونه سستی و زبونی که بیشتر مردم به آن دچارند، استوار گشته است. او از خونریزی و آزار، زبونی و خواری، بردگی و پستی و از آیین اهریمنان سخت رویگردان بود و با آنها پیکار میکرد

.

پروفسور میه: فروزه‌های ایرانیان باستان ستایش آمیزند. ولی باید دانست که انگیزه‌ آنها ، آموزشهای نیک خواهانه و مردمی زردشت میباشد

.

زردشت از منشی والا برخوردار بود که توانست بر دل مردم رخنه نماید وآنها را به سوی خود و آفریدگار مهربان و نیک خواهش بکشاند

.

ولتر: زردشت پیوند خود را با اهورا مزدا بیشتر برپایه دوستی استوار کرده بود. او از خدای خود یاری و پشتیبانی می خواست، آنگونه که دوستی از دوست خود میخواهد. او در فروتنی به اهورامزدا، پاکدل و یکرنگ بود

.

جکسون: بودا و کنفوسیوس و سقراط که جویندگان نور و فروغ و روشنایی بودند. از پایه‌هایی بلند و سرکشیده برخوردار بودند، ولی باید پذیرفت که زردشت از همه آنها بالاتر و والاتر وارزشمندتر بود. او بی گمان یکی از آموزگاران بزرگ خاوربه شمار میآید

.

پروفسور شدرخاور شناس سرشناس و بلندآوازه آلمانی: دوهزارسال است که میان آفریدگار و آفریده یک شکاف بزرگ و ژرفی در مغز ما باختریان یافت میشود که هیچگاه نتوانسته‌اند آنرا از میان بردارند. آفریدگاری پاک، اشویی شکوهمند و والا و این سو، آدمی بیچاره، زبون، پست، خوار، گناهکار و نیازمند مهر و آمرزش که آفریده نام دارد . تنها گاهی بوده‌اند خردمندانی که کوشیده‌اند به گونه‌ای این شکاف را که امید پرکردنش را هرگز نداشتند، بجهند. کوشش این گروه از اندیشمندان به بینشمندی پایان یافته است. در بینشمندی تلا ش میشود تنش میان آفریده و آفریدگار از میان برداشته شود

.

شکوهمندی آیین زردشت در این است که هیچگاه چنین شکافی در آن یافت نمی شود و دربرخورد او با اهورامزدا نمیتوان جای تهی دید. گفتار زردشت از یک والایی شگفت انگیز و ستایش آمیز بینشمندی برخوردار است. او جدایی میان آفریدگار و آفریده را چنان از میان برداشته است که در همان زمان که آدمی با اهورامزدا به سخن می نشیند و برای او شکوهی میپندارد که میتواند او را از خدایش دور نماید، بسیار به او نزدیک است. زیرا سخن گفتن با او بمانند گفتگوی دو دوست است که هردو با هم سخن را رهبری می‌کنند. بنابراین وارون اندیشه ما باختر نشینان، میان آفریدگار و آفریده در آیین زرتشت، هیچگونه شکافی به چشم نمیخورد

.

در آیین زرتشت خدا دور از آدمی و برون از نیروی او و توانایی آگاهی او و دور از جهان هستی نیست. آفریده به سادگی اورا در ژرفنای زندگی روزانه خود مییابد و می‌بیند

.

هوشمندی و هوشیاری و دانایی و فرزانگی زرتشت آن است که از آفریدگار، چیزی شگفت آمیز نساخته است تا آدمی اورا از خرد دور ببیند و دسترسی به اورا با آه و ناله و زاری و لابه و یا با ستایشهای زبونانه و نیایشهای پستی آمیز و همراه خواری و سرسپردگی دریابد. همین کار خود شکوه والایی و خردمندی زردشت را نشان میدهد

.

پروفسور میلز: پیام و سخن زرتشت از ارزشی شکوهمند و والا و دلنشین برخوردار است. خود او دارای آنچنان منشی نیرومند و نهادی توانا ورفتاری استوار بود که توانست سخنانی تا این اندازه شیوا و گیرا و مردمی برزبان روان سازد و به دنباله آن شاه توانایی چون گشتاسب را به خود فریفته نماید

.

بارتولومه: نوآوری زرتشت که بسیار ستایش آمیز میباشد، در آن استکه به جای خدایان بیشماری که یافت میشد و دربرابر بت‌پرستی بت‌پرستان، یک آفریننده دانا یا اهورامزدا را جانشین کرد و از او خوبی و خوشی مردمان را درخواست نمود

.

مارتین هوگ خاورشناس آلمانی: آیین زرتشت، کیش یکتا پرستی است که هیچ دینی دیگر از دیدگاه پاکی و آراستگی و مهر و راستی به پایه آن نمی رسد. این دین به راستی ناب‌ترین و پاکترین دینهاست

.

هومباخ: درگاتها این سروده‌ی باشکوه زردشت، یک آفریدگار یافت میشود که اهورامزدای نیک خواه و خیراندیش است. آموزش های او برترین آموزشهای نیک و برجسته درراه یک زندگی پاک و آراسته و درست و شایسته است که بازده‌های درخشان آن نیک آشکار میباشد

.

اورا میتوان یک استاد مهر و پاکدلی خواند که جز درراه راستی و درستی گام ننهاد و از اهورامزدا جز خوشبختی مردمان روی زمین را نخواست

.

گوته: دانشمند بلند آوازه آلمانی، سخت فریفته گفتار و سروده‌های زرتشت بود و اورا مردی بسیار بزرگ و نوشته‌هایش را شکوهمند بازنمود کرده است. گوته، زرتشت را خردمندی به شمار میآورد که جهان خرد کمتر همانند اورا به خود دیده است. او در همه جا از کسی نام می‌برد که هماره دراندیشه خوشبختی و آسایش مردم بوده است و جز راستی و پاکدلی سخن نگفته است

.

نیبرگ: زردشت بی گمان بالاتر و برتر ازیک پیمبر بوده که چنین سخنان شکوهمند و برجسته‌ای را برزبان روان کرده و با خردمندی وبینش گسترده، آموزش مهرورزی وبرادری و دوستی داده وبرنهاد راستی ودرستی تکیه نموده و آنهارا راهنمای مردمان نموده است

.

میله فرانسوی: زرتشت هم در راه پالایش اندیشه آدمی و هم سازندگی جهانی که در آن زیست می‌کند،گام برداشت . او هم با قربانی کردن چهارپایان به پیکار برخاست و آنرا کاری ناشایست و ناپسند به شمار آورد وبا توانگران و گروه سرمایه دار جنگید و در راه آزادی نیروها و آدمیان تلاش کرد

.

او بزرگتر از آن است که بتوان درباره اش به گفتگو نشست

.

رودلف: با آنکه زرتشت از گروه توانگران و برجستگان بوده ولی با این رو هیچ‌گاه از هواداری تنگدستان و مردمان نیازمند و هم چنین کشاورزان و رمه‌داران دست نکشید و پشتیبان سرسخت آنان بود. سخن او دلنشین و سرشار از راه و روش مردمی است

.

توماس هاید: این نویسنده بزرگ انگلیسی درباره زرتشت می گوید: که در آن منش او را سخت می‌ستاید و اورا اندیشمندی بزرگ به شمار میآورد. او مینویسد که خداوند زرتشت را برای مردم ایران برگزید، زیرا ایرانیان از یک آگاهی بزرگی درباره خداوند برخوردار بودند. این مردم با خرد، سزاوار مرد خردمندی چون زردشت بودند

.

مولتون: پیام زرتشت، چیزی جز آوای برادری، برابری و مردمی و آزادی نبود. او یک آموزگار ارزنده‌ای بود که جز به آموزش مردمی نمی اندیشید. این فرزانگی و خرد به آشکارایی در همه سروده های ارزشمند او به چشم میخورد

.

زردشت میکوشید آدمیان را به راه راست رهبری نماید و راه راست جویان را به شنیدن پیام بزرگش آشنا و دلبسته نماید و نشان دهد که پیروی از آن زندگی جاوید را فراهم میآورد

.

زرتشت چون دیگران راه و روش و رسم آیین افسونگری و جادوگری وبیهوده‌گویی برای فریب مردم را نداشت وخودرا پیشوای دینی نمی‌دانست که با جهان ناشناخته در پیوند است . همه آوا و پیام او، آوای مردمی و آزادی و راستی بود که دردیگر آیینها چندان به چشم نمی‌خورد

.

التهیم: سروده‌هایی به این ژرفنایی واستادی و با روانی بی‌همانند دراین دوران تنها از کسانی برمیآید که نیک پرورش یافته باشند و از خانوادة‌ نژاده‌ای باشند که از آموزش و پرورش نیک برخوردار باشند. سرودهای زرتشت از یک مایه بنیادین بینشمندی و ادبی کم مانند بهره‌ور است که با دوران هند و اروپایی پیوندی ناگسستنی دارند. بی پروا میتوان گفت که درونمایه گاتها از یک گفتار جهان برین برخوردار است که به اندیشه این مرد بزرگ رخنه کرده و درآن جای گرفته است. زرتشت اندیشمندی یکتا و بی‌همتا و درشناسایی و روشن‌نگری بسیار برجسته و والا بود. از این رو پیشوای بی چون وچرای کسانی شد که با ژرف‌بینی و ژرف نگری به جهان نگریستند و پایه‌گزار بینشمندی شدند

.

ولتر: این نویسنده سرشناس و بلند آوازه فرانسوی درنیمه سده هیجدهم به ستایش زرتشت پرداخت و نوشت که او مردی والا و آزاده بود که سده‌ها پیش از «مسیح» به ساختن اندیشه‌ها و سازگار کردن مردم با هم و استوار نمودن پیوندهای مردمی دست زد. او اندیشمندی راستگو، راست‌کردار و پاکدل بودکه جز به نیکی و خوشبختی مردمان نمی‌اندیشید و جز به راه راست رهبری نمیکرد. او هیچ‌گاه برای سودجویی گام برنمی‌داشت و هماره از یزدان خود راه خوشبختی و پاکی و نیکخواهی را برای مردمان و برای گمراهان درخواست میکرد. ژرف بینی و روشن‌نگری او از لابه لای همه سروده‌هایش بخوبی آشکار شد. او مردی بسیار بزرگ بود باید گفت بسیار بزرگتر از آنچه که شاید ما بیندیشیم

.

لومل: اندیشه زرتشت از یک فلسفه والای نیک کنشی و نیک سرشتی برخوردار است تا دینی. گاتها از آنچنان ژرفی اندیشه‌ای توانا و از هنر ستایش‌آمیز شیوایی و روانی و رسایی سخن برخوردارند که نمیتوان با هیچ چیز دیگر همانند و برابر کرد و به سنجیدن پرداخت. زرتشت از یک پرورش بنیادین نیک‌کنشی بهره ور بود که در سروده‌های دلنشین به خوبی به چشم می‌خورد. از این رو اورا بالاتر و والاتر از همه دیگران نشان میدهد

.

لینک نوشته

جشن سپندار مذگان

درود فراوان بر شما دوستان

و با آرزوی شاد باش جشن عشاق ایرانی (سپندارمذ)

.

سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس،

 فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی،

تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا

 را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در

دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در

 فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق

 می پنداشتند

در نگاهی اسطوره‌ای این امشاسپند دختر اهورا

مزداست و در سمت چپ او می‌نشیند و چون زمین

 زیر نظر اوست، به چهار‌پایان زمین می‌بخشد و

خصوصیت راستین او از نامش بر می‌آید وی مظهر

 فرمانبرداری مخلصانه و هماهنگی مذهبی و پرستش

 است. او وظیفه دارد زمین را خرم‌آباد و پاک و بارور

نگاه دارد. سپنته آرمئیتی وقتی دزدان و زنان و مردان

 بی‌ملاحظه آزادانه روی زمین راه می‌روند آزرده

می‌شود اما زمانی که پارسیان به کشت و کار و

 پرورش چهار‌پایان می‌پردازند یا هنگامی که فرزند

 پارسایی زاده می‌شود شادمان می‌گردد. ایزدان و ایزد

 بانوانی چون آبان، آناهیتا، و ماراسپند به یاری وی

گمارده شده‌اند و به فرمان اهورامزدا و به کوشش

 امشاسپند بانو سپنته آرمئیتی و دستیاران مینویش

زمین پاک نگاه داشته می‌شود. این ایزد بانو به همراه

 دستیارانش با تاریکی‌ها می‌جنگد تا خورشید بار دیگر

 از خاوران سر بر آورد. این امشاسپند جایگاه ویژه‌ای

نزد ایرانیان باستان داشته است و در باور‌های آنها

فرمان برداشتن تیر و کمان از سوی وی به آرش داده

شده است تا با آن مرز ایران و توران تعیین شود و

همچنین سپنته آرمئیتی با رخصت از منوچهر به

پرسش‌های افراسیاب بدکنش پاسخ گفت و آب به

 ایران شهر باز آمد در «روایت پهلوی» نخستین مرد

 گیتی کیومرث (گی مرتن) از مام زمین (اسپندار مذ)

 زاده می‌شود.

در ماه اسفند و به ویژه روز اسپندارمزد جشنی در

 جهت تکریم نقش زن و زمین برگزار می‌شده. این

 جشن با نام‌های «مزدگیران» و «مژده گیران» نیز

 نامبردار بوده. در این روز زنان لباس نو می‌پوشیدند و

انجام کارهای خانه بر عهده پدران و پسران بود مردان

 به زنان خود پیشکش می‌دادند. مادران و زنان خانواده

 را بر تخت شاهی می‌نشاندند و از کار خانه معاف

 می‌کردند و از آنها اطاعت می‌شده است. دوشیزگان

 نیز در این روز حق انتخاب همسر داشتند و

 می‌توانستند به خواست خود مردی را انتخاب کنند. از

 این‌رو به این روز جشن «مردگیران» نیز اطلاق

 می‌شده است. این روز فرصتی بود تا مردان مادران و

 همسران خود را گرامی بدارند. در این روز که روز

 بزرگداشت زمین نیز بوده ایرانیان باستان به کارهای

 عام‌المنفعه از جمله کاشتن نهال می‌پرداختند. آنها به

 جهت ویژگی‌های مشترک زمین با زن همچون

زایندگی و آفرینندگی و پذیرندگی برای زمین نیز

 جنسیت مادینه فرض می‌کردند. این همبستگی

 ناشی از زندگی برزیگری ایرانیان باستان بوده که در

 مورد زمین مزروع و زهدان، عمل بارور کردن و کارو

 کشت را همانند می‌دانسته‌اند و جایگاه ویژه‌ای برای

 زمین قایل بوده‌اند و هر دو را مستقیماً به اهورامزدا

 منتسب می‌کردند. بر خلاف برخی از ادیان و باورهای

 دیگر که خداوند در آنها دارای صفات مردانگی است

 اهورا مزدا از صفاتی مانند مهر و محبت شادی

 جاودانی که به حد کمال در زنان وجود دارد نیز

 برخوردار است. باید یادآور شد که در باورهای مزدیسنا

اهورا مزدا تمام صفات خود را به بشر داده ولی گروهی

 از این فروزه‌ها را در مردان و گروهی دیگر را نیز در

زنان تقویت کرده است.

ببخشید یکم طولانی شد

بدرود

شادزی

لینک نوشته

جملات و پند های زرتشت بزرگ

درود بر تمامی شما دوستان عزیز

از همه پوزش می طلبم برای اینکه خیلی وقت بود آپ نکردم

یکم درگیر کارای دیگه بودم

اما امروز دست پر اومدم

من سعی می کنم بیشتر شما رو به پیوندهام اضافه کنم شما هم اگه صلاح دونستید...

خوشبخت کسی است که خوشبختی دیگران را فراهم سازد  ( زرتشت - اشتودگات – یسنای 43)

انسان در گزینش خوب و بد زندگی اش آزاد است . هر زن و مردی بایستی بهترین گفتار را بشنوند و مسیر خویش را در زندگی برگزیند . ( زرتشت – یسنای 30 )

بهشت و دوزخ ما در این جهان در دستان خود ماست . نیکی پاسخ نیکی است و بدی سزای بدی . نتیجه زندگی ما حاصل اعمال ماست . ( زرتشت – یسنای  30  و 31 – بند 11 - 10 )

 وظیفه هر انسان در زندگی اش کار و کوشش و آبادی و پیشرفت جهان است . ( زرتشت – یسنای 34 – بند 14 )

 هر کس باید بیاندیشد که کیست ؟ از کجا آمده است و برای چه در این جهان زندگی میکند ؟ ( زرتشت – یسنای 43 – بند 7 )

خداوند این جهان زیبا را برای شادی انسان در مسیر نیک آفریده است . ( زرتشت – یسنای 43 – بند 6 ) 

کسانی در زندگی سرافراز و آسوده خواهند زیست که در زندگی به ندای وجدان درونی خویش گوش فرا دهند و آن را ارج نهند . زیرا وجدان درونی همه انسانها آنها را به سوی کردار نیک رهنمایی میکند . ( زرتشت – یسنای 45 – بند 5 )

انسانی که گمراهی را ببیند و او را با دانش و خرد خویش راهنمایی نکند در ردیف گناهکاران است . ( زرتشت – یسنای 46 – بند 6 )

  انسان به هر چه که اراده کند خواهد رسید . اندیشه آدمی سازنده زندگی اوست . ( یسنای 48 – بند 4 )

بهترین زندگی دو جهان برای کسانی است که نیک بیاندیشند و پارسایی را سرلوحه زندگی خویش کنند . ( زرتشت – یسنای 51 – بند 15 )

 همسری که برای دخترت برگزیدی به او معرفی کن ولی انتخاب نهایی را به دست خودش بسپار . ( زرتشت - یسنای 53 – بند 3 )

 


 

من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های

بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا

شادمانی او شادمانی من است.

(کورش بزرگ)

لینک نوشته

امشاسپندان

درود بر تمامی شما میهن دوستان

از شما خواهش می کنم کسانی که مرا به پیوند هایشان افزوده اند  و یا قصد این کار را دارند مرا با نام  امـــــــــــــیر(آریوبرزن) بیفزایند.ممنون

امشاسپندان که بازشناساننده‌های وجود اهورامزدا هستند.این واژه به معنی جاودانان پاک یا مقدسان بی مرگ یا نامیرایان فزونی بخش است که از دو جز امشه به معنی جاودانی و بی مرگ و سپنته به معنی پاک و مقدس و فزونی بخش تشکیل شده‌است. امشاسپندان شش فروزه اهورامزدا هستند که هر کدام دارای مفهومی است که بخشی از عظمت خداوند یکتا را به آدمی می‌شناسانند و با شناخت و پیروی از این مفاهیم و ایزدان می‌توان اهورا مزدا را درک کرد. همچنین گفته شده است به شش ایزد(فرشته) + اهورا مزدا(خدا) گفته می‌شود.

مطابق باورهای مذهبی زرتشتی، امشاسپندان، خداوند را در زمین برای گسترش صلح و عدالت یاری می‌کنند و هرکدام مسولیت محافظت از چیزی را بر عهده دارند و عبارت‌اند از (به فارسی امروز):

شش امشاسپندان عبارت‌اند از:

۱- وهمن یا وهومن: به معنی نیک اندیشی - پندار نیک

۲- اشه وهیشته(اردیبهشت): به معنی بهترین راستی

۳- خشتره وییریه(شهریور): شهریار گزیده - شهریاری دلخواه

۴- سپنته آرمیتی(سپندارمذ): به معنی فروتنی و بردباری مقدس

۵- هیوروتات(خرداد): به معنی رسایی و کمال

۶- امرتات(امرداد): به معنی بی مرگی و جاودانگی

لازم به ذکر است که در برخی از ادبیات دینی،امشاسپندان در جهان مادی دارای نقشی به عنوان نگهبان شش گروه از آفریده‌های جهان هستند:وهمن نگهبان جانوران سودمند،اشه وهیشه نگهبان آتش،خشتره وییریه نگهبان فلزات، سپنته آرمیتی نگهبان زمین،هیوروتات نگهبان آب، امرتات نگهبان گیاهان.

همچنین یک روز از هر ماه و یکی از ماههای سال به نام آنها نامیده می‌شود.

۱- بهمن (وهمن) : روز دوم - ماه یازدهم

۲- اردیبهشت : روز سوم - ماه دوم

۳- شهریور : روز چهارم - ماه ششم

۴- سپنته آرمیئتی (سپندارمز=اسفند) : روز پنجم - ماه دوازدهم

۵- خرداد : روز ششم - ماه سوم

۶- امرداد : روز هفتم - ماه پنجم

لینک نوشته

با یاری اهورا مزدا و درود بر تمامی شمـــا من امیـــــــــــــــــــــــــــــــــــر هستــــم از نــــــــــــــــــــژاد آریــــــــــــــایـــــی از نوادگـــــــــــــــــان کورش کبــــیر و از پیروان زرتــــــــــــــــشــــــت هدفم شناســـــاندن کورش و زرتشت به همــــــــــــه امیدوارم مرا یاری کنید همه ی شما را به اهورامزدا میسپارم

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

نویسندگان ویلاگ
امیر

آرشیو وبلاگ
فروردین ۸٩
آبان ۸۸
تیر ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧

پیوندها
نیلوفرانه
وبلاگ دیگم(مسافر عشق)
نسیم ابریشمین
(اهل آذر آبادگان)
یک پارسی تنها
وب من و دوست خوبم احسان
شکیلا
نازنین(دختر آریایی)
مزدشت
کورش
حکومت قدرتمند هخامنشیان(احمد)
دختر آتش
میهن پرستان
میهن پرستان
http://persianempire.blogfa.com/
آریا دخت(ساناز)
ایمان زرتشت
حکومت بزرگ هخامنشیان(احمد)
ساحل آرامش(سارا)
ایران ای سرزمین اهورایی
خوشنوتره اهورَ مزدا
***بارونی***
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::

پیوندهای روزانه
آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  
پرشین وبلاگ